علم اقلیم شناسی:
اقلیم شناسی علمی است که در جستجوی بیان و شرح طبیعت اقلیم و نیز اینکه به چه ترتیب از محلی به محل دیگر عوض گشته و همچنین اینکه چگونه وابسته به فعالیتهای بشری است، میباشد. این علم کاملا و بطور پیوسته وابسته به هواشناسی بوده و خود در مورد تغییرات روزانه جوی و نتایج آن بحث میکند.
آشنایی
ممکن است بسیاری از رشتههای مطالعاتی مربوط به سیاره زمین را در سه گروه وسیع و اصلی گنجانید. این سه گروه عبارتند از: لیتوسفر یا قسمت خشکی زمین ، هیدروسفر یا قسمت آبی سیاره و بالاخره اتمسفر یا جز گازی زمین.
اگر در مطالعه و بررسی چگونگی هوا و اقلیم ، لایه گازی شکل زمین پراهمیتترین میباشد، ولی نباید از نظر دور داشت که گرما و رطوبت بطور پیوسته و همیشه میان سطوح خشکی و آبی و جو مبادله گشته و تمام آنها اجزا مکملی را بدست میدهند. مراحل مبادله گرما و رطوبت میان زمین و جو در طی مدت زمانی طولانی باعث بروز وضعی میگردد که اقلیم نامیده میشود. براستی ، اقلیم بیش از فقط یک میانگین آماری بوده و باید آنرا مجموعه چگونگیهای جوی درگیر با گرما ، رطوبت و حرکت هوا دانست.
اقلیم فاکتور بسیار مهمی از محیط زیست طبیعی بشر میباشد، زیرا اگرچه معمولا انسان خود را مخلوقی میپندارد که بر روی زمین زندگی مینماید، ولی او در واقع ، در قعر اقیانوس عمیق هوائی هم که کره زمین را دربر گرفته است، قرار دارد.
تاریخچه هواشناسی و اقلیم شناسی
اقلیم شناسی را میتوان در عین حال علمی قدیمی و جدید دانست. قدمت این علم تا به اندازه کنجکاوی بشر در مورد محیط زیستش میرسد. از سوی دیگر ، تازگی این علم با پیدایش هواپیما ، رادیو و رادار همزمان میگردد. بشر اولیه تا حد زیادی تحت تاثیر پدیدههای هوا و اقلیم قرارداشت. مذاهب خرافاتی که بر پایه شرک و بت پرستی قرار داشتند، به تفسیر رازهای جوی نظیر بارش ، باد یا رعد و برق پرداختند.
از زمان باستان تاکنون ، به موازات توسعه علوم ، شناخت هر چه بیشتر هوا و اقلیم هم به جلو میرود. فیلسوفان یونانی علاقه زیادی به هواشناسی و اقلیم نشان میدادند. در واقع این دو لغت هر دو ریشه یونانی دارند. تقسیم بندی جهان به پنج منطقه اقلیمی ، یعنی مناطق سرد و منجمد شمال و جنوب ، مناطق معتدل شمال و جنوب و منطقه گرم (مناطق اقلیمی جهان) ، به پارومنیدس (Parmenides) یونانی نسبت داده میشود که ، در پنج قرن پیش از میلاد مسیح میزیسته است.
زمانی که مشاهده و حدس و گمان و خرافات در توسعه و پیشرفت هواشناسی و اقلیم شناسی نقش بازی مینمودند، تا به آغاز قرن هفدهم طول کشید. در این هنگام اختراع ادوات هواشناسی و ثبت دیدبانیها به یاری این علوم آمده و توضیحات دقیقتر اقلیمی را در دسترس قرار داده و آنالیز علمی پدیدههای هوا را ممکن ساختند.
طبقهبندی اقلیمی
تغییرات اقلیمی فراوانی که از محلی به محل دیگر روی میدهند، همانطور که بوسیله ترکیبهای مختلف مراحل جوی تعیین میگردند، سبب
تولید انواع متعدد اقلیمهای مربوطه هم میشوند. منطقهای از سطح زمین که اثرات ترکیب شده فاکتورهای اقلیمی بر آن ، موجب برقراری شرایط اقلیمی نسبتا همگنی میگردند، یعنی یک نوع اقلیم ، اصطلاحا منطقه اقلیمی نامیده میشود. برای آنکه بتوان توضیحات مربوطه را تسهیل نموده و مناطق اقلیمی را بر روی نقشه آورد، لازم است که انواع اقلیم را تشخیص داده و طبقهبندی کرد.
مناطق اقلیمی جهان
از آنجا که توزیع جهانی انواع اقلیم بطور اصلی نتیجه رژیمهای گرما و رطوبت میباشد، ممکن است که اقلیم را در گروههای وسیعی
طبقهبندی نمود که بر پایه اثرات هم بستگی داخلی گرما و رطوبت بر تودههای هوا که آنها هم به نوبه خود بر اقلیمهای نواحی مختلف حکومت مینمایند، تقسیم کرد. انواع اقلیمی که بدین ترتیب معرفی میشوند، به ترتیب عبارتند از:
اقلیمهائی که تحت نفوذ تودههای هوای استوائی و حارهای هستند.
اقلیمهائی که تحت نفوذ تودههای هوای حارهای و قطبی قرار دارند.
اقلیمهائی که تحت تسلط تودههای هوای قطبی و منجمده واقع شدهاند.
اقلیمهای سرزمینهای مرتفع که دارای خصوصیات مشخصی ناشی از اثرات ارتفاع از سطح دریا میباشند.
زیرتقسیمات این چهار گروه اصلی انواع اقلیمی را تعیین میکنند که بر پایه توزیع منطقهای عناصر اقلیمی ، بویژه درجه حرارت و نزولات جوی و تغییرات فصلی آنها قرار دارند.

منبع:www.ake.blogfa.com

آلودگی های نفتی در خاک:
مواد نفتی و مشتقات آنها در اثر حمل و نقل یا ذخیره سازی ممکن است موجب آلودگی خاک شود . هرقدر مواد نفتی به عمق بیشتری از خاک نفوذ کنند رفع آن آلودگی مشکل تر خواهد بود . برخی از باکتری ها و میکرو ارگانیسم ها در خاک می توانند موجب تجزیه مواد نفتی شوند که در بخش زدودن آلودگی به روش بیولوژیکی مورد بحث قرار می گیرند .
راه های کنترل اثرات آلودگی مواد نفتی به شرح زیر است :
1) جلوگیری نکردن از پخش مواد نفتی در سطح گسترده
2) بهبود تهویه خاک از طریق شخم زدن و همزدن
3) افزایش عناصر غذایی به خاک مانند نیتروژن و فسفر
4) تلفیق خاک با میکروارگانیسم های تجزیه کننده مواد نفتی

باران اسیدی:
یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی میباشد. باران اسیدی به پدیدههایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق میشود.
باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 5،6 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دیاکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بیکربنات ( HCO3 ) در آب خالص است.
باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی میباشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی میگذارد.
دید کلی
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال میتوان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران میشوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ میدهد؟
معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دیاکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 5.6 میباشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظهای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی میشوند.
تاریخچه
پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت میباشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.
« موتا » و « میلو » در سال 1987 عنوان داشتند که دیاکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در میآیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی میبخشند.
عوامل موثر در اسیدیته باران
آب باران هیچگاه ، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصیهای آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمکهای دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت میکنند.
آتش سوزی جنگلها نیز ، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی ، آتشفشانی و فعالیتهای انسان ، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی ، منطقهای و جهانی در فضا منتشر میکنند. به عنوان مثال ، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی ، مواد خارج شده از دودکشهای کارخانهها در سطح وسیعی در فضا پراکنده میشوند.
اسیدهای موجود در باران اسیدی
اسیدهای عمده در باران اسیدی ، اسید سولفوریک و اسید نیتریک میباشد. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلایندههای نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود میآیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلایندهها میباشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلایندههای هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمیشناسد.
منابع تولید دیاکسید گوگرد
بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشانها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید میشود. این دیاکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار مییابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز میباشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ میباشد.
دیاکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار مییابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت میشود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد میشود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل میگردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمیگردد.
منابع تولید اکسیدهای نیتروژن
در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق ، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل میشود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب میشود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی میشود.
باران اسیدی در آمریکای جنوبی
پیرامون معضل باران اسیدی ، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر میکند که تعیین یک استاندارد ، غیرممکن میباشد. در ارتباط با این مطلب میتوان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 4،7 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:
اسیدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل میشود.
اسید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود میآید.
عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعهآمیز هدایت میکند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.
باران قلیائی
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی میماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت میدهند.
چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز میرسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی میکنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو میتوان به کارخانههای تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.
اثرات بوم شناختی باران اسیدی
آلایندههای نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمیکنند، اما این آلایندهها میتوانند طی چند ساعت یا چند روز به آلایندههای نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی میباشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی ، به علت وجود این دو اسید است.
میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی میشود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش میشود.
تاثیر روی اکوسیستم آبی
دریاچههای اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچههای اسیدی شده به شدت دچار تغییر میشود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش مییابد. وقتی PH خیلی پایینتر از 5 باشد، گونههای اندکی زنده مانده و تولید مثل میکنند. آب دریاچههای اسیدی شده اغلب زلال و شفاف میباشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچهها میباشد.
تاثیر روی گیاهان و جنگلها
تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری میتوان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان میدهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش مییابد.
آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین میبرد. باران اسیدی که در جنگلها میریزد، ازن و سایر اکسندههای هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی میگذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.
جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب میبینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست میدهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمیشوند.
بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که « فومارو » در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:
مضر برای انسان : ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی
تخریب جنگلها : ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.
خطرناک برای دریاچهها : مرگ صدها گونه زیستی
تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی


تاریخچه:
یکی از اجزاء مهم plasticulture مالچ پلاستیکی است که به صورت تجاری در روی گیاهان از اوایل سال 1960 استفاده شده و کاربردش هنوز هم در سرتاسر جهان رو به افزایش است.
اصطلاح مالچ از کلمه انگلیسی mulch منشاء گرفته که در اصل به معنی پوشش است. در حقیقت می توان مالچ و مالچ پاشی را روشی برای ایجاد پوششی در سطح خاک قلمداد نمود که با اهداف و دیدگاههای متفاوت مورد استفاده قرار می گیرد. استفاده از انواع مالچ ها و مالچ پاشی در زراعت، باغبانی، حفاظت خاک و تثبیت ماسه های روان و توسعه فضای سبز در سالهای اخیر گسترش فراوانی یافته است.
مالچ یکی از عملیات قدیمی است که توسط باغبانان به مدت طولانی است که برای کنترل علف هرز و حفظ رطوبت پیرامون میوه، سبزی و گل گیاهان استفاده می شود. به طور سنتی، فقط از علوفه، علف چیده شده، برگها و دیگر مواد که به آسانی تجزیه می شوند برای این کار استفاده می شوند.
مالچ پلاستیکی سیاه یا شفاف (پلی اتیلن) برای تولید گیاهان در میانه های سال 1960 در us استفاده شد. در 10 سال گذشته بهرحال، ابداعات جدید در تکنولوژی ساختن پلاستیک نتایجی در محصول و محصولات پلاستیک جدید برای کشاورزان داشته است، مانند مالچ های قابل تجزیه توسط نور، مالچ سفید/سیاه و مالچ های رنگی متفاوت. کشاورزان آمریکا از 200 میلیون پوند مالچ پلاستیکی در سال استفاده می کنند.
مالچ های پلاستیکی برای به دست آوردن عملکرد بیشتر و زودرس تر گیاهان در حال افزایش است. مخصوصا برای گونه های گرمادوست مانند فلفل، ذرت، گوجه فرنگی و گیاهان پیچک دار.
مالچ آلی:
مالچ های آلی که از قدیم استفاده می شوند شامل علف خشک، کاه و کلش، پوست درخت، چوب خرد شده، برگ، علف چیده شده، خاک اره و کمپوست که این مواد به سهولت در دسترس هستند. این نوع مالچ ها علف های هرز را کنترل می کنند و همچنین می توانند مواد مغذی و آلی به خاک اضافه کنند، خاک را در برابر فرسایش حفاظت کنند، بهبودی بافت خاک، بهبودی ظرفیت و نگهداری رطوبت و البته باید توجه داشت که در هنگام استفاده از این گونه مواد (در مواردی که از کربن غنی هستند) مانند خاک اره و چوب خرد شده باید یه مقدار کافی نیتروژن به خاک اضافه کرد.
مالچ پلاستیکی:
لایه پلی اتیلن با ضخامت 5/1-9/0 mil و پهنای 4 feet بیشترین و معمولی ترین مالچ پلاستیکی است و بیشتر با گیاهان نشاءی به کار می روند.
انواع مختلفی از مالچ پلاستیکی در دسترس است. پلاستیکهای شفاف و IRT بیشترین پتانسیل را برای گرم کردن خاک داشتند. آنها تشعشعات رسیده و امواج بلند را از خاک به دام می اندازد. مالچ های سیاه بیشتر توسط انتقال موجب گرم شدن خاک می شوند. به غیر از گرم کردن خاک، کنترل علف هرز یک نکته مهم در تکنولوژی مالچ است. مالچ شفاف به علف هرز به فراوانی اجازه می دهد که رشد کند و این ممکن است فواید گرم کردن خاک را منتفی کند. مالچ های سیاه به طور موثری کنترل علف های هرز را انجام می دهند. مالچ های IRT مخلوطی از مالچ شفاف در گرم کردن و مالچ سیاه در کنترل علف هرز هستند.
پژوهشگران نشان دادند که زودرسی 14- 7 روز و عملکرد 4 -3 برابر در روی مالچ پلاستیکی افزایش یافته نسبت به محصولات رشد کرده در روی زمین بدون پوشش.


سلام دوستان اگر هم رشته ای ما هستید می توانید در وبلاگ کنار ما باشید تا در وبلاگ مطالب مقالات شما نیز به نمایش در اید در صورتی که تمایلی به این کار دارید در بخش تماس با من این مطلب را به ما گزارش دهید تا نام و کدی برای شما به عنوان نویسنده ایجاد شود.با تشکر فراوان.امیر
دنیای ناشناخته خاک ها
آیا تاکنون به این مساله اندیشیده اید که چرا اغلب از آب به عنوان مایه حیات نام برده می شود در حالی که خاک نیز عامل حیاتی دیگری است که خود جسم حیات محسوب می شود و از آن کمتر صحبت می شود.
آیا تاکنون به این مساله اندیشیده اید که چرا اغلب از آب به عنوان مایه حیات نام برده می شود در حالی که خاک نیز عامل حیاتی دیگری است که خود جسم حیات محسوب می شود و از آن کمتر صحبت می شود؟ متخصصان خاک شناسی چگونگی تشکیل و تکامل خاک و شناخت خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی آن را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهند تا با شناخت خصوصیت خاک ها و واکنش آنها با دیگر عوامل اکوسیستم ، به ما کمک کنند تا تاثیر فعالیت های بشری و پدیده های طبیعی را بر خاک و اراضی و همچنین تاثیر خاک را در استفاده تعریف شده ، پیش بینی ، کنترل و مدیریت کنیم. حال یکی از دانشجویان مقطع دکتری دانشگاه صنعتی اصفهان در تحقیقات رساله دکتری اش از روش نوین نقشه برداری خاک ها بهره گرفته است. گذری بر مطالعات انجام شده از سوی دکتر نورایر تومانیان برایتان جالب خواهد بود. در عمده کشورهای پیشرفته جهان ، علم کاربردی خاک شناسی در سطوح بالایی از سازمان های اجرایی قرار دارد و هر نوع فعالیت محیطی یا برنامه و پروژه عمرانی ، ملزم به هماهنگی با این علم است تا تاثیرات منفی فعالیت ها بر منابع به حداقل برسد و از آن حفاظت کافی به عمل آید. کاملا هویداست که ارزش خاک از آب کمتر نیست. دامنه وظایفی که این علم بر دوش دارد ، ما را بر آن می دارد که مثل مقوله آب ، حداقل در سطح یک معاونت وزارتخانه به آن بپردازیم. برای تصمیم گیری بجا و پایدار ، برنامه ریزی صحیح ، اجرای برنامه های آمایش سرزمین و توسعه پایدار ، هر کشور مجبور به تشکیل هرم اطلاعاتی از منابع مادری خود در مقیاس های مختلف است و گریزی از آن نیست. این ، شدنی نیست مگر با تصویب قوانین لازم و ملزم کردن دستگاه های اجرایی برای جامه عمل پوشاندن به این اهداف.
● نقشه برداری خاک ها نقشه برداری خاک ها فرآیند تشخیص جوامع متفاوت خاک های موجود در منطقه مورد مطالعه ، تعیین پراکنش و توزیع واحدهای خاک و خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی آنهاست که به صورت نقشه واحدهای خاک و داده های کمی خصوصیات مربوطه ارائه می شود. در این فرآیند از علم ژئومرفولوژی برای تشخیص جوامع خاکها ، از علم تاکسونومی برای نامگذاری و تفکیک کوچکترین واحد آنها (معادل گونه های موجودات زنده) و از تجزیه های آزمایشگاهی برای ارائه کمیت خصوصیات وابسته استفاده می شود. در حقیقت نقشه برداری تنها فرآیندی است که طی آن می توان داده ها و اطلاعات لازم برای ساخت هرم اطلاعاتی خاک ها (پایگاه داده ها) در سطح جغرافیایی کل کشور را فراهم آورد. نقشه ها و اطلاعات ارائه شده براساس نیاز برنامه های کشوری و اهداف متفاوت در مقیاس های متعددی تهیه می شوند. هر چه مقیاس کوچکتر در نظر گرفته شود ، نقشه ها با استفاده از نمونه های کمتری تهیه می شوند (نمونه های کمتر با فاصله بیشتر برداشته شوند) ، لذا از خلوص و صحت کمتری برخوردارند. کاملا معلوم است اگر نیاز به اطلاعات و داده های دقیق تری باشد ، باید مطالعات در مقیاس بزرگتری انجام شود (نمونه های بیشتر با فواصل کمتر برداشته شوند) ، در نتیجه احتیاج به صرف هزینه و زمان بیشتری خواهد بود.
● اصول نقشه برداری خاک در نقشه برداری مرسوم با استفاده از تفسیر عکسهای هوایی ، واحدهای اراضی با توجه به شکل ، پستی و بلندی و موقعیتشان تشخیص داده شده و توسط ترسیم مرز از هم تفکیک می شوند. از گستره خاک های هر واحد اراضی به صورت شبکه ، نمونه برداری می شود. در نقاط مشخص شده مقطع خاک تا عمق ۱.۵ متری تشریح و از خصوصیات لایه های مختلف یادداشت برداری می شود. واحدهای خاک براساس شواهد ژنتیکی و با استفاده از کلید تاکسونومی نامگذاری می شوند. خاک شناس با توجه به دانشی که از چگونگی تشکیل و تکامل خاک ها در ذهن دارد ، به صورت کاملا نظری ، مجموعه های مقاطع خاک با کلیت ژنتیکی یکسان را مرزگذاری و حاصل را به صورت نقشه خاک ارائه می کند. از بین نمونه های محاط شده در هر واحد تعریف شده ، نمونه های یک مقطع خاک به آزمایشگاه ارسال و نتیجه آزمایش ها به عنوان خصوصیات کمی آن واحدها ارائه می شود. در این فرآیند ، دقت و صحت نقشه های حاصل ، شدید به دانش خاک شناس ، تجربه و توانایی او در درک فرآیندهای تشکیل دهنده خاک و زمین نما وابسته است.
● تکنیک های ریاضی در خاک شناسی طی دهه اخیر ، روشهای تشریح و طبقه بندی کمی و مطالعه الگوهای توزیع مکانی خاک ها به صورت کاملا عملی توانسته است به انتقادهای وارده به خاک شناسی مرسوم فایق آید. این شاخه علمی نوین در حال رشد به نام «خاک آمار» معروف است. به کارگیری تکنیک های ریاضی و آماری برای مطالعه چگونگی تکامل و تکوین خاک ها ، ارائه نقشه توزیع و پراکنش خاک ها و خصوصیات وابسته است. به تعریفی دیگر ، خاک آمار مطالعه خاک ها با در نظر گرفتن عدم قطعیت در اندازه گیری های متغیرهاست. در عمده کشورهای پیشرفته جهان ، علم کاربردی خاک شناسی در سطوح بالایی از سازمان های اجرایی قرار دارد خاک آمار فضای تعاملی بین خاک شناسی ، آمار و ریاضیات کاربردی و علم زمین داده نگاری یا داده های مکانی است. توسعه این فضای علمی در حال رشد انعکاس به کارگیری تئوری مجموعه های فازی و زمین آمار در مدل کردن داده های خاک و همچنین حاصل توسعه فناوری ، مخصوصا تکنیک های سنجش از دور و نزدیک و تکامل سخت افزاری و نرم افزاری رایانه هاست.
● نقشه برداری خاک آماری نقشه برداری خاک آماری عبارت از تولید کمی نقشه و اطلاعات خاک به روشهای آماری ، ریاضی و زمین آماری است. چون در این روشها نقاط مشاهده نشده به صورت رقومی تخمین زده می شود ، به آنها روشهای نقشه برداری تخمینی یا نقشه برداری رقومی خاک ها اطلاق می شوند. در سالهای اخیر ، به دلیل افزایش منابع داده های کمکی یا محیطی ، نقشه برداری رقومی خاک ها پیشرفت سریعی کرده است. در این مقوله ، پارامترهای سرزمین و تصاویر ماهواره ای ، نقش تعیین کننده داشته اند. روشهای خاک آماری یا به عبارت دیگر، خاک شناسی کمی ، با استفاده از بینش خاک زمین نما در هسته مرکزی فعالیت های خود ، آن را با تئوری های ریاضی و آمار در قالب سامانه های اطلاعات جغرافیایی درهم آمیخته ، سعی در ایجاد داده و اطلاعات متراکم مورد نیاز تمامی شاخه های علمی فعال در محیط جغرافیایی دارد.
● تکنیک های علمی جدید هدف از به کارگیری روشهای کمی و عددی جدید این نیست که آنها جانشین تمام دانش صحرایی و کل بینش خاک زمین نمای خاک شناس شوند ، بلکه سعی بر آن است که ضمن ارتقای علم خاک شناسی ، تمام دانش خاک شناس به صورت ساده و قابل فهم برای بخشهای مختلف ارائه شود و داده های وابسته به تنوع ، تغییرات و توزیع و پراکنش زمانی مکانی خاک ها در دسترس همه قرار گیرد. خاک شناس برای ادراک این که در محدوده مورد نظر باید چه نوع خاکی انتظار داشته باشد ، با استفاده از تجربه و دانش خود و در هم آمیختن تمام اطلاعات موجود از فاکتورهای خاک سازی و تجزیه و تحلیل داده های ژنتیکی خاک ها در ذهن خود نتیجه گیری و محدوده هایی را برای تک تک خاک ها ترسیم می کند.
● یک رساله و روش نوین نقشه برداری خاک ها در مطالعه انجام گرفته ، با تبدیل تجزیه و تحلیل های ذهنی خاک شناس به روابط ریاضی ، ذهن خاک شناس بازسازی می شود. از آنجا که روش مرسوم مطالعات خاک ها نقشه و داده ها را به صورت غیررقومی ارائه می کند ، امکان نگهداری و تجمیع داده ها در کشور را بسیار مشکل کرده ، فرآوری و ارتقای اطلاعات را نیز تقریبا غیرممکن می سازد. با اجرای این رویکرد در کشور می توان نقشه و داده های مطالعات قبلی را ارتقا داد و همراه با داده های جدید ، هرم اطلاعاتی مناسبی در سیستم های مکاندار اطلاعات جغرافیایی ایجاد کرد و برای هرگونه تصمیم گیری و برنامه ریزی آنها را نمایش داد و تجزیه و تحلیل کرد.
جادوی خاک
یک پدیده ی طبیعی یا یک پیچیدگی بزرگ،یک گیاه شگفت انگیز؛بدون گل،جوانه،شاخه،ساقه و حتی ریشه در فضایی کاملا تاریک ودور از دید؛در زیر خاک و هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که کجا و یا کی رشد می کند. کاملا وحشی،چرا که تمدن بشری با ان همه ادعا هنوز نتوانسته پرده از جادوی خاک بردارد.دنبلان سیاه یا Truffle ،نوعی قارچ خوراکی است که در زیر زمین می روید.خاستگاه این قارچ اروپا(فرانسه و ایتالیا)می باشد.دنبلان سیاه به صورت همزیست با ریشه درختان بخصوص بلوط و فندق بوده.به دلیل مقدار بسیار کم ان در طبیعت و غیر ممکن بودن پرورش ان به صورت مصنوعی بسیار با ارزش و گران قیمت می باشد که گاهی قیمت ان با مرغوب ترین خاویار جهان برابری می کند.الکساندر دوما نویسنده مشهور فرانسوی که در امور تغذیه تخصص داشته،ان را الماس سیاه لقب داده است.
اولین دست نوشته های بشر در مورد این گنجینه ی غذایی ارزشمند قدمتی سه هزار ساله دارد.دنبلان سیاه در هر کشور به اسامی متفاوتی نامیده می شود؛در مراکش به ان Terfez می گویند.در مصر Terfaz ،در کویت Fagga ،در عربستان Hag ،در عراق kamma یا kima و در ایران نیز به کشنج و یا دنبلان و یا دمبل معروف است.کمیت محصول به عوامل متعددی از جمله میزان بارندگی و پراکنش ان و هم چنین تراکم گیاهی دارد.قارچ دنبلان را به دلیل ماندگاری کم،محصولی فاسد شدنی می دانند.لازم به ذکر است که دنبلان حدود 9% پروتئین با خاصیت جذب سریع(همانند پروتئین های جانوری)و مواد معدنی بسیار با ارزشی را داراست.
منبع:.www.ake.blogfa.com
سرچشمه مواد آلی خاک، بقایای حیوانی و بازمانده های گیاهی است.
