خاکشناسی (Soil Science) دانش مطالعه و طبقه بندی خاک، بر اساس خصوصیات فیزیکی (مانند بافتیا ساختمان)، شیمیایی (مانند هدایت الکتریکی محلول خاک و میزان سدیم موجود) و زیستی آن است.
دانش خاکشناسی خاک را به عنوان ترکیب طبیعی بسیار پیچیده، که از هوازدگی فیزیکی و بیوشیمیایی بوجود آمده مورد بررسی قرار میدهد. یک پدولوژیست خاک را به عنوان یک ترکیب مطالعه میکند و کاربردهای آن را مد نظر قرار نمیدهد. خاکشناسی به ما کمک میکند بهترین کاربرد ممکن را برای خاکهای مناطق مختلف تعیین نماییم، از آن حفاظت کنیم و کیفیت آن را افزایش دهیم. علاوه بر این، خاکشناسی شیوههای کشت بدون خاک گیاهان (کشت هایدروپونیک) را نیز در بر میگیرد. پژوهشگران رشته خاکشناسی با بررسی مواد و شرایط مورد نیاز زندگی گیاهان، امکان رشد گیاه در محیطهای بدون خاک را فراهم میکنند.
کارشناسان خاکشناس میزان مواد غذایی موجود در خاکهای مناطق مختلف را بررسی میکنند و بهترین راه افزایش میزان مواد مورد نیاز و کاهش آثار سوء موادی که میزان آن از حد طبیعی بیشتر است را بیان میکنند و در صورتیکه خاک از لحاظ مواد غذایی متعدد دچار کمبود باشد، راه حلهای ترکیبی (مانند کودفسفات آمونیوم) ارایه میدهند.
خاکشناسان میتوانند با شیوههای غیر عادی، مثلاً با اضافه نمودن گچ به خاک سدیمی و شستشوی مداوم آن، ساختار شیمیایی و با شخم مناسب و اضافه نمودن کودهای گیاهی به خاک، ساختار فیزیکی آن را بهبود بخشند. آنها گیاهان و جاندرانی را که میتوانند باعث بهبود کیفیت خاک از نظر شیمیایی یا فیزیکی شوند را براساس نوع خاک پیشنهاد میکنند. مثلاً برای خاکهایی که دارای کمبود نیتروژنهستند شبدر یا یونجه پیشنهاد میکنند و برای خاکهایی که به شدت فشرده شدهاند ولی ساختار شیمیایی مناسبی دارند کرم خاکی پیشنهاد میکنند.
[ویرایش] شاخههای دانش خاکشناسی
دانش خاکشناسی خاک هارا از دو جنبه تحت بررسی میدهد و بر همین اساس به دو رشته تقسیم میشود.
باید در نظر گرفت دانش خاکشناسی به طور عمومی ترکیبی از این دو شاخه است و نمیتوان آنها را دقیقاً از هم تفکیک کرد.
[ویرایش] رشته دانشگاهی خاکشناسی
خاکشناسی یکی از شاخههای رشته کشاورزی است. این رشته با رشتههای مهندسی شیمی و مهندسی عمران نیز رابطه نسبتاً نزدیکی دارد. مهندس خاکشناس علاوه بر تسلط بر دانش شیمی(شیمی عمومی، شیمی آلی، زیستشیمی، شیمی تجزیه و خصوصاً شیمی خاک)، دارای دانش فنی کافی در زمینه نقشه برداری و بررسی تصاویر هوایی و تصاویر ماهوارهای میباشد.
گرایشهای مهم رشته خاکشناسی
دانش خاکشناسی دارای گرایشهای تخصصی متعددی میباشد. تعدادی از گرایشهای خاکشناسی در مقطع کارشناسی و تعدادی از آنها در مقطع کارشناسی ارشد قابل انتخاب است.
گرایشهای مقطع کارشناسی (گرایش در دانشگاههای مختلف متفاوت بوده و دانشجو ملزم به پذیرش آن است):
گرایشهای مقطع کارشناسی ارشد (گرایش بر اساس موضوع پایان نامه تعیین میشود):

در هر فعالیت اقتصادی هدف عبارت است از برآوردن نیازمندیهای زندگی به وسیله منابع محدودی که خداوند در دسترس انسانها گذارده است .نیازمندیهای زندگی هرگز ثابت و یکسان نمی ماند ، بلکه با پیشرفت هایی که در عوامل مختلف زندگی یعنی به بازار آمدن چیزهای تازه ، تغییرات وسایل زندگی ، بالا رفتن قدرت خرید و شاید بیش از هر چیز ، تقلید ، پیوسته روی می دهد هر روز در تغییر است .از دیدگاه اقتصادی بهتر است این تغییرات در نوع و میزان احتیاجات همراه با دگرگونیهای تولید باشد تا امکان فراهم شدن نیازمندیها به آسانی دست دهد . البته همیشه چنین نیست ، چه بسا عواملی که موجب پیشرفت در تولید یا مانع از افزایش آن می گردد و به دست آمدن خواستها و نیازها به آسانی میسر نمی شود .بنابراین پرسشی که پیش آید این است که فعالیت کشاورزی چه نوع احتیاجاتی را در بر می گیرد و ویژگیهای آن احتیاجات کدام است و تأثیر نیازمندیهای مزبور بر فعالیت کشاورزی چیست ؟ پاسخ به این پرسش ذیلاً داده می شود .
وضع ویژه تولید کننده فرآورده های کشاورزی در اقتصاد
تولید کننده محصولات کشاورزی می دانند که پس از عرضه محصول به بازار به قدر کافی تقاضا خواهند داشت . از این رو در هر حال ، یک بازار فروش برای او فراهم است و در کشورهای پیشرفته اطمینان بیشتری نیز برای روستایی تولید کننده فراهم شده و آن این است که دولت مازاد محصول او را می خرد تا بنیه اقتصادی کشاورز ضعیف نشده و زیان نبیند .در سال ۱۳۵۲ در ایران نیز با به تصویب رسانیدن آئین نامه ویژه ای (از آئیننامه ترتیب تعیین و تخمین کمترین بهای محصولات کشاورزی و دامی) موجبات تأمین خاطر روستاییان را که در گذشته چشمشان به دست خریداران سلف و رباخواران حرفه ای بود فراهم ساخته ولی هنوز در مورد تمامی محصولات عمل نمی شود .می دانیم که تمام کالاها و خدماتی که مردم به کار می بندند ، حاصل کار نظام اقتصادی تولید است و نتیجتاً مقادیر آنها به کارآیی نظام اقتصادی بستگی دارد . هر چقدر نظام اقتصادی بهتر سازمان یافته باشد ، مقادیر کالاهایی که در دسترس مردم قرار می گیرد بیشتر خواهد بود . در هر نظام اقتصادی پنج وظیفه برای بقاء و رشد و توسعه آن باید انجام گیرد .اولین وظیفه نظام اقتصادی تعیین انواع کالاها وخدماتی است که باید تولید بشود چون کالاها و خدمات به خاطر مصرف مردم تولید می شود . برای تضمین مصرف باید کالاها و خدماتی تولید شود که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان باشد .پس باید وسیله ای باشد که مصرف کنندگان بتوانند توسط آن خواسته های خود را در مورد انواع مقادیر کالاهای مصرفی ابراز کنند .وظیفه دوم نظام اقتصادی سازماندهی به تولید کالاها و خدمات است به نحوی که این کالاها و خدمات با خواسته های مصرف کنندگان مطابقت کند . منابع هر اقتصاد که باید در تولید کالاها و خدمات به کار رود محدود است . از این رو برای تقسیم و تخصیص منابع موجود مانند زمین و کار و سرمایه ، در تولید کالاها و خدماتی که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان می باشند وجود وسیله ویژه ای ضروری است.اگر نظام اقتصادی طوری تنظیم نشده باشد که این وظیفه با حداکثر کارآئی در آن انجام پذیرد ، کالاها و خدمات کمتر از مقادیر ممکن تولید خواهد شد ، به طوری که با انتقال منابع از تولید بعضی از کالاها و خدمات به تولید برخی دیگر می توان تولید آنها را افزایش داد .وظیفه سوم نظام اقتصادی توزیع تولیدات است ،در جامعه پیچیده امروزی ، صاحبان اغلب فعالیتهای اقتصادی منابعی را به کار می گیرد که متعلق به افراد دیگری اتست ، پاداش به کار گرفتن این منابع در تولید کالاها و خدمات موردنیاز مصرف کنندگان به صاحبان اصلی آنها تعلق می گیرد .اگر یک نظام اقتصادی بخواهد به حیات خود ادامه دهد و رشد و توسعه پیدا کند ، باید وسایل لازم برای نگهداری واحدها و وسایل تولیدی خود را فراهم سازد ، این چهارمین وظیفه یک نظام اقتصادی است .کالاها و خدمات جدید تولید نمی شوند ، مگر اینکه نظام اقتصادی طوری سازمان یافته باشد که تولید آنها مورد تشویق قرار گیرد . پس برای تحقیق و نوآوری باید دلگرمی ایجاد شود تا کالاها و خدمات جدید تولید به شیوه ای بهتر در دسترس مصرف کنندگان قرار گیرد وظیفه پنجم نظام اقتصادی فقط به یک دوره کوتاه مدت مربوط می شود ، در هر دوره زمانی مقادیر هر یک از کالاها نسبتاً محدود است . روشن است که مقدار مصرفی هیچ کالایی نمی تواند بر مقدار موجودی آن فزونی یابد. نظام اقتصادی باید طوری تنظیم شده باشد که در هر دوره زمانی مصرف هر یک از کالاها و خدمات را با مقادیر موجود آنها برابر سازد . وظیفه اخیر نظام اقتصادی در واقع نوعی جیره بندی است که به تطبیق مقدار مصرفی از هر یک از کالاها و خدمات با مقدار موجود آنها مربوط می شود .چهار وظیفه اول را که در بالا به آنها اشاره شتد می توان به منزله بیان علاقه مصرف کنندگان به نوع کالاها و خدمات و تنظیم تولید برای جوابگویی به این خواسته ها تلقی کرد . وظیفه پنجم نظام اقتصادی تنظیم مصرف کالا و خدمات موجود بین مصرف کنندگان می باشد . هر نظام اقتصادی صرفنظر از نوع حکومت موجود پنج وظیفه را که بیان کردیم باید انجام دهد لکن طرز انجام آنها به سازمان نظام اقتصادی بستگی دارد . در نوعی از نظام اقتصادی که به نام اقتصاد آزاد خوانده می شود صاحبان منابع (زمین ،کار ، سرمایه) می توانند آنها را در تولید هر نوع کالایی به کار گیرند و یا به افراد دیگر واگذارند تا آن منابع مزبور را در تولید کالاها و خدمات قابل فروش مورد استفاده قرار دهند .در این گونه اقتصاد به صاحبان این منابع پاداش داده می شود و آنها می توانند در مقابل کالاهای مورد علاقه خود را بخرند .در زیر درباره اینکه یک اقتصاد «آزاد» پنج وظیفه فوق را چگونه انجام می دهد به طور خلاصه بحث می کنیم .تعیین نوع کالاهایی که باید تولید شود همانطوریکه گفته شد ، تولید باید به نحوی باشد که کالاهایی که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان است تولید گردد . باید وسیله ای برای انتقال اطلاعات از مصرف کنندگان به تولید کنندگان موجود باشد ، در نظام اقتصاد آزاد قیمتها نقش مزبور را داشته ، مصرف کنندگان با خرید خود میزان علاقه خویش را ابراز می دارند .وقتی تولید کنندگان ملاحظه کنند که کالایی راحتتر و سریعتر فروخته می شود قیمت آن را بالا می برند تا نفع بیشتری بدست آورند .در مقابل ، افزایش قیمت سبب میشود که کالای مزبور کمتر فروخته شود ، در حالی که تولید آن افزایش می یابد ، مصرفکنندگان در موقع خرید خود رای می دهند که چه کالایی باید تولید شود . سرعت فروش کالا در بازار به منزله معیاری است که در ازاء قیمت موجود ، میزان علاقه مصرف کنندگان را نشان میدهد .برای مثال ممکن است مصرف کنندگان بخواهند که کمتر گوشت مرغ به بازار فرستاده شود ، در این صورت فروشندگان مجبور می شوند که قیمت گوشت مرغ را تنزل دهند تا تمام موجودی خود را بتوانند بفروشند .این کاهش وسیله ای را برای انتقال اطلاعات به تولیدکنندگان گوشت مرغ فراهم میآورد و تولید کنندگان این نکته را در می یابند که بیشتر از آنچه مصرف کنندگان با قیمتهای رایج حاضر به خرید هستند گوشت مرغ تولید می کنند . از طرف دیگر وقتی موجودی گوشت مرغ در مغازه ها به سرعت کاهش می یابد ، به تولید کنندگان این نکته را می رساند که مصرف کنندگان علاقمند هستند در ازای قیمت جاری مقدار بیشتر از مقدار موجود گوشت مرغ بخرند فروشندگان برای بدستآوردن سود بیشتر با مشاهده علاقه مصرف کنندگان قیمت گوشت مرغ را بالا می برند .از طرف دیگر فروشندگان برای اینکه مقادیر بیشتری گوشت مرغ را از تولیدکنندگان بخرندبه آنها قیمت بالاتری می پردازند . تولید کنندگان از میزان سرعت فروش کالاهای موجود به شدت علاقمندی مصرف کنندگان پی می برند . مصرف کنندگان با اظهار علاقه خود در بازار سبب می شوند که قیمت کالاها نسبت به هم تغییر کند و بدین وسیله موجبات تنظیم تولید را فراهم می آورند . البته در نظام اقتصاد آزاد همه مصرف کنندگان به یک اندازه درتعیین انواع کالاهایی که باید تولید شوند مؤثر نیستند ، چون میزان خرید هر مصرف کننده به قدرت خرید وی محدود می شود از این رو، میزان تأثیر هر مصرف کننده در نوع تولید به قدرت خرید وی بستگی خواهد داشت . مثلاً یک نفر ممکن است اصلاً نان نخورد ولی امساک وی از خوردن نان نمی تواند در تعیین نرخ نان مؤثر باشد ؛ در صورتی که میزان فولادی که یک شرکت بزرگ اتومبیلسازی می خرد ، می تواند بر قیمت فولاد در بازار تأثیر زیادی بکند .زمانی که قیمت کالایی نسبت به سایر کالاهای در واکنش به افزایش خرید آن کالا به وسیله مصرف کنندگان افزایش یابد ، تولید کنندگان علاقه مند می شوند که میزان تولید خود را از آن کالا افزایش دهند . از سوی دیگر ، زمانی که قیمت کالایی افزایش یابد مصرف کنندگان علاقمند می شوند از میزان مصرف خود از آن کالا کم کرده از کالاهای دیگر زیادتر مصرف کنند . یعنی تغییرات قیمت کالاها اطلاعات موردنیاز برای ایجاد تغییرات لازم در شیوه مصرف جهت افزایش رفاه را در اختیار مصرف کنندگان قرار می دهد .
توزیع درآمد حاصل از فروش کالاها
منابع را صاحبانشان یا در تولید کالایی که به فروش خواهند رفت به کار می برند و یا به افرادی دیگری که این کار را انجام می دهند واگذار می کنند . نظام قیمتها منابع را به تولید کالاهایی اختصاص می دهند که درآمد حاصل از آنها حداکثر باشد ، درآمد حاصل از فروش محصول بین صاحبان منابع بر حسب قیمتهای رایج آنها پرداخت میگردد .پرداخت در برابر کار دستمزد ، در مقابل زمین اجاره ، در مقابل سرمایه کارمزد و بالاخره ، در مقابل مدیریت را منفعت می نامند .همانطوری که گفته شد تولید کنندگان علاقه مند هستند منابعی را به کار می برند که هزینه تولیدی آنها حداقل گردد . از طرف دیگر شیوه قیمتهای نسبی سبب می شود که صاحبان این منابع آنها را در سودمندترین تولیدات به کار می برند . وقتی تولیدکنندهای مایل به گسترش تولید خود باشد ، برای استفاده از منابع لازم بهای بیشتری بپردازند ، این امر باعث می گردد که صاحبان منابع مزبور آنها را از سایر تولیدات به تولید کالای اخیر انتقال دهند .
تضمین حفظ و گسترش میزان تولید
برای تضمین جریان منظم کالاها و خدمات درآمد تولید کنندگان باید به اندازه ای باشد که در حفظ و نگهداری واحدها و وسایل تولید انگیزه کافی برای آنان فراهم کند . اگر دریافتیهای بنگاهی از هزینه های آن کمتر باشد گرایشی برای از بین بردن وسایل تولید آن بوجود خواهد آمد ، در حالی که حفظ واحدهای تولیدی جهت تثبیت مقدار تولید ضروری می باشد . بعلاوه اگر جامعه خواستار تولید کالاها و خدمات جدید مصرفی باشد باید تولید کنندگان انتظار کسب درآمد احتمالی کافی داشته باشد تا ریسک تولید چنین کالایی را تقبل کنند .قبل از تولید کالای جدید تولید کنندگان بازار را مطالعه می کنند تا اطمینان حاصل کنند که تولید آن کالا سودمند خواهد بود ، البته سودمند بودن تولید کالایی به تعداد مصرف کنندگان و قیمتهایی که مایل به پرداختن آن هستند بستگی خواهد داشت .
اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران
در این قسمت ابتدا به طور کلی در زمینه نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی بحث می کنیم و سپس به بررسی اهمیت و موقعیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران ، رشد این بخش در سالهای اخیر و سهم نسبی فعالیتهای گوناگون کشاورزی ، صادرات و واردات محصولات و تراز پرداختهای خارجی این بخش می پردازیم .
نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی
گرچه نمی توان ادعا کرد که سهم و نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی کشورهای گوناگون یکسان است ، ولی در عین حال تقریباً هیچ پدیده اجتماعی یا تاریخی را نمی توان بدون در نظر گرفتن یک قالب کلی مورد مطالعه جدی قرار داد ، بنابراین این مسأله در خطوط کلی خود در بیشتر کشورهای جهان قابلیت تعمیم دارد ، البته در بررسی اهمیت بخش کشاورزی در پیشرفت و توسعه هر یک از کشورهای کم رشد ، بایستی چهارچوب کلی را بر مشخصات و ویژگیهای اقتصادی آن کشور تطبیق داد و سپس به نتیجه گیری و ارائه طریق پرداخت .از آنجایی که قسمت اعظم جمعیت کشور در این بخش متمرکز و بهره وری آن بسیار پایین است ، بخش کشاورزی مجبور به تولید برای خود مصرفی خود می باشد و قادر نیست سهمی در توسعه اقتصادی کشور داشته باشد .در آمد هر خانوار زارع بستگی کامل به مقدار زمین و نیروی کار موجود در خانوار دارد و نوسان آن تاحد زیادی تابع آب و هوا و عوامل طبیعی است ، از طرف دیگر ، چون تمام عوامل تولید از خود خانوار تأمین می شود توسعه و تحولات بخشهای دیگر تأثیر چندانی بر روی بخش کشاورزی ندارد . همچنین یک کشاورز سنتی و خانوادگی به دلیل کمی مازاد محصول وطبیعت هزینه های تولید محصولات کشاورزی، چندان تحت تأثیر تغییرات قیمت قرار نمی گیرد . در یک واحد بهرهبرداری سنتی تمام یا بیشتر هزینه ها به صورت هزینه ثابت بوده و در بیشتر موارد از امکانات شغلی بسیار کمی برخوردار است ، این پدیده همراه با کمی مازاد محصول باعث ایجاد حلقه ارتباطی بسیار ضعیف بین کشاورزی و بخشهای دیگر و بالطبع کمی نقش و سهم کشاورزی در توسعه اقتصاد می شود .بنابراین در چه صورت کشاورزی می تواند سهمی در توسعه اقتصادی داشته باشد؟با توجه به آنه بیان شد ، شرط لازم برای برای تحقق این کار آن است که تولید کشاورزی از شیوه فئودالی خارج شود این تحول بنیانی فقط شامل کشاورزی نخواهد بود ، در سایر بخشها نیز باید ایجاد گردد و یک شیوه تولید جدیدی بر جامعه حاکم شود . با ایجاد این تحول ، کشاورزی از یک اقتصاد بسته خارج و به یک اقتصاد مربوط و مبتنی به بازار تبدیل می شود که در مرحله اول بایستی سعی در تأمین نیازهای داخلی داشته باشد و سپس تولید کالاهای صادراتی را هدف قرار دهد .واضح است که لازمه این تحول افزایش بهره برداری در این بخش است، در این صورت بخش کشاورزی علاوه بر تأمین احتیاجات خود می تواند مازادی بر فروش به بخشهای دیگر داشته باشد . با شروع مبادله کالا بین بخش کشاورزی و سایر بخشها نقش اساسی آن نیز می تواند تحقق پذیرد . در یک اقتصاد رو به رشد ، بخش کشاورزی معمولاً مهمترین بخش اقتصاد می باشد ، زیرا رسالت تولید وتهیه مواد غذایی و مواد اولیه کشور و اندوختن بخش بزرگی از ذخایر ارزی کشور بیشتر بر عهده این بخش خواهد بود ، در حقیقت با ایجاد این تحول ، سهم و نقش کشاورزی به طور عمده به صورت اقتصادی بروز می کند و لازمه آن همانطوری که در بالا اشاره شد ، افزایش محسوس بهرهوری و کارآیی عوامل تولید در این بخش می باشد ،زیرا تنها در این صورت کشاورزی قادر خواهد بود که با تحصیل مازاد یا اضافههای گوناگون کوششهای مربوط به رشد و توسعه اقتصادی را موفقیت آمیز سازد .
نویسنده: محمد جهانشاهی
آشنایی با روشهای کاشت و نگهداری از گیاهان باغچه ای
یکی از کارهایی که با فرارسیدن بهار مرسوم است ، کشت و کار انواع گلهای بهاری است . برای این منظور باید دسته ای از گیاهان را که مقاوم به یخبندان هستند و سرما را بخوبی تحمل می کنند، انتخاب نمایید. همچنین باید دقت کنید خاک باغچه شما به قدر کافی حاصلخیز باشد ؛ اما اگر این حاصلخیزی خیلی زیاد باشد سبب می شود در رشد رویش گیاه زیاد شده و گیاه علفی شود و گل ندهد. در ابتدا خاک سطحی را با شن کش خوب به هم زنید تا به ذرات ریز تبدیل شود. سپس بذرها را به طور پراکنده در سطح خاک بکارید و پس از این که نشائها به حد کافی رشد کردند آنها را جا به جا کنید و در زمین اصلی بکارید. وقتی این نشائها به گل رفتند باید به طور مداوم گلهای خراب را حذف کنید و از به بذر رفتن گیاه جلوگیری به عمل آورید. بهترین نشائها آنهایی هستند که ۲یا ۳برگ حقیقی داشته باشند. وقتی نشائ به ارتفاعی در حدود ۵تا ۸سانتی متر برسد، کیفیت آن تنزل خواهد کرد در نتیجه نشائ دچار کمبود غذایی می شود. وقتی می خواهید نشائها را جا به جا کنید، سعی نمایید در معرض نور مستقیم قرار نگیرند ؛ چون ریشه ها حساس هستند و بزودی از میان می روند. پس از انتقال نشائ باید آبیاری صورت گیرد و برای مدت ۲۴ساعت آنها را از استرس رطوبتی حفظ کنید، یعنی به آنها سایه اضطراری بدهید یا چندین مرتبه در روز آنها را با آب غبارپاشی کنید تا از خطر پژمردگی حفظ شوند. در زیر تعدادی از گیاهانی که می توانید در این فصل در فضای باز بکارید به طور خلاصه گفته می شود.
همیشه بهار
نام علمی : Calendula officinalis
تیره : Asteoaceae
گیاه همیشه بهار با گلهایی درشت و رنگهای زرد و نارنجی برای تزیین باغچه های بهاری شما بسیار مناسب است . این گیاه براحتی از طریق بذر تکثیر می شود. اگر منطقه سکونت شما آب و هوایی معتدل دارد، بهتر است در مهرماه بذر همیشه بهار را بکارید و در غیر این صورت اگر در منطقه ای سرد ساکن هستید اوایل بهار این کار را انجام دهید ؛ البته اگر در بهار گیاه را بکارید گلهای کوچکتری را به شما خواهد داد. برحسب زمان کاشت بذر و آب و هوای منطقه گیاهان از اواخر زمستان تا بهار به گل می نشینند. بذر این گیاه پس از ۱۰روز جوانه خواهد زد؛ البته می توانیداز نشای آماده این گل زیبا نیز برای کاشت در باغچه منزلتان استفاده کنید.

بنفشه
نام علمی : Viola tricolor
تیره : Violaceal
در انگلیس به این گل زیبا moon face می گویند ، یعنی گیاهی که چهره ای همانند ماه دارد. بنفشه یکی از گیاهان معروف باغچه است که در فصل بهار به حداکثر گلدهی می رسد. تمام انواع بنفشه ها مقاوم به سرما هستند. می توانید در مرداد ماه بذر بنفشه را بکارید و هنگامی که نشائها به قدر کافی درشت شدند، آنها را در زمین اصلی به فواصل ۱۵سانتی متر از یکدیگر نشائ کنید. اگر بذر بنفشه تازه باشد ، قوه جوانه زنی آن کامل نیست و باید یک دوره ای را طی کند تا جنین آن برسد و توانایی جوانه زنی پیدا کند. هم اینک ارقامی از بنفشه با نام بنفشه ۴فصل بر اثر به نژادی حاصل شده اند که در تمامی فصول گل می دهند و پاییز و بهار فصل حداکثر گلدهی آنهاست . همانند همیشه بهار می توانید از نشائهای آماده کاشت در بازار استفاده کنید.

میمون
نام عملی : Antirrhinum majus
تیره : Schrofulariaceal
گل در گیاه میمون به صورتی بسیار زیبا می روید، یعنی خوشه ای از گلهای رنگی روی این گیاه تیره ظاهر می شود که زیبایی فراوانی به فضای منزل شما خواهد بخشید. کاشت میمون نیز همانند بنفشه است . یعنی باید بذرها را در شهریور ماه بکارید و سپس در زمین اصلی نشائ کنید تادر فصل زیبای بهار گلهای آن جلوه بخش منزل شما شوند. بذر میمون بسیارریزی است و تنها باید روی سطح خاک پاشیده شوند و با اندکی فشار به خاک بچسبند. وقتی گیاه ۳تا ۴برگ درآورد باید سر آن را قطع کرد تا گیاه چندشاخه و زیباتر شود. بهتر است گل میمون در محلهای آفتاب گیر کاشته شود؛ البته حاشیه های نیمه سایه نیز مناسب هستند. لازم به ذکر است که نشای میمون در اواخر زمستان برای فروش عرضه می شوند که می توانید آنها را خریداری کنید و در باغچه منزلتان بکارید.

مینای چمنی
نام علمی : Bellis Perennis
تیره : Composite
بذر این گیاه را باید در ماههای مرداد یا شهریور بکارید تا بتوانید از اواسط اسفند تا اواخر بهار از گلهای زیبایش بهره مند گردید. این گلها به رنگهای مختلف سفید، سرخ و قرمز رنگ وجود دارند. اگر نشائها به اندازه کافی رشد کرده بودند، می توانید در فصل پاییز، در زمین اصلی اقدام به کاشت آنها کنید در غیر این صورت ماههای اسفند و فروردین برای این کار مناسب هستند. اگر در منزل خود محیطی را به کاشت چمن اختصاص داده باشید، می توانید مناطقی از وسط و حاشیه آن را به وسیله مینای چمنی تزیین کنید. مینای چمنی به محلهای آفتابی و تا حدودی سایه دار عادت دارد.

پامچال
نام علمی : Primvla spp
تیره : Primvlacece
شاید بتوان گفت که وقتی پامچال گل می دهد، نوید بهار را با خود می آورد و بحق نام آن را گل نوروز نهاده اند. گل پامچال محصول دمای خنک است و رشد آن در گرمای تابستان ناچیز است . این گیاه نیاز به خاکهای قوی و مرطوب دارد و به زهکش خاک بسیار حساس است . برعکس آنچه در بنفشه گفته شد، باید بی درنگ بذرهای پامچال کاشته شوند. در غیر این صورت ممکن است تا ۶ماه جوانه زنی انجام نشود. بهترین زمان کاشت بذر خرداد ماه است . بذرها را روی سطح خاک بپاشید و روی آنها را خاک نریزید تا نور به آنها برسد و جوانه بزنند. به محض آمادگی نشائها آنها را در گلدان های کوچک بکارید و تا جایی که مقدور است گیاهتان را در محل خنک نگاهداری کنید. اگر نتوانستید به این روش عمل کنید، می توانید به نزدیک ترین گلفروشی محلتان مراجعه کنید و یک گلدان زیبای پامچال را بخرید و سر سفره هفت سین بنشانید.

نرگس
نام علمی : Narcissus
تیره : Amaryllidaceae
نرگس یکی از گیاهان پیازی بسیار محبوب است . انواعی از آن که گلهای ریزتری دارند، بسیار معطرند. در مناطق معتدله می توان پیاز نرگس را در ماههای مهر و آبان در فضای بیرون کاشت و در مناطق سردتر باید این کار را اواخر تابستان انجام داد. به اندازه ۳برابر طول پیاز زمین را گود کنید و پیاز را بکارید. برگهای نرگس نسبت به برف و سرما مقاوم هستند و پس از رفتن سرمای زمستان همزمان با شروع سال نو گلهای زیبای آن می شکفند. اگر پیاز را در گلدان می کارید باید دقت کنید که نیمی از پیاز باید خارج از خاک قرار گیرد. نرگس شیراز را نیز می توان در سر بطری آب پرورش داد و به این ترتیب یک بطری زیبا برای تزیین منازل بهاریتان درست می کنید.

لاله
نام علمی : Tulipa gesneriana
تیره : liliaceae
لاله نیز از گلهای بسیار زیبایی است که به وسیله پیاز تکثیر می شوند. در اوایل مهر ماه پیازهای لاله را به فواصل ۲سانتی متر و در عمق ۱۰سانتی متر و برای این که دچار یخ زدگی نشوند روی آن را با برگ خشک بپوشانید. در فروردین و اردیبهشت پیازها به گل می رسند. بهتر است دست کم هر ۲سال یک بار پیازها را از زمین خارج کنید و پیازچه هایشان را جدا نمایید. همچنین می توانید در گلدان نیز اقدام به کاشت پیاز کنید. در مهر ماه پیازها را در گلدان بکارید و تا ماه آذر در فضای باز قرار دهید و روی آنها قدری برگ خشک بریزید. در این مدت ریشه ها در پیاز به وجود می آیند. پس از آن گلدانها را به درون اتاقی با هوای معتدل بیاورید تا گل در آنها ظاهر شود.

ارکیده ها بطور کلی به دو دسته تقسیم می شوند :
۱) ارکیده های مونوپودیال (monopodial) :
آنها دارای ساقه های منفرد و ایستاده هستند و برگ هایشان متضاد همدیگر در دو طرف ساقه مرتب شده اند. ساقه گلدهنده آنها از قاعدۀ بالاترین برگ خارج می شود. از جمله آنها می توان به انواع: “vandas” و “phalaenopsis” اشاره نمود (۲).
۲) ارکیده های سیمپودیال (sympodial) :
بیشترین ارکیده های پرورشی از انواع “سیمپودیال” هستند. آنها بطور افقی رشد می کنند و ساقه های جدید از ریزوم های قدیمی منشأ می گیرند و گل ها و برگ ها در نوک ساقه های جدید ظاهر می شوند (۲).

تفاوت مونوپودیال و سیمپودیال
ارکیده ها راهمچنین از جنبه هایی نظیر : سکونتگاه بومی ، حرارت محیط ، رطوبت نسبی و میزان نور ترجیحی دسته بندی کرده اند آنچنانکه :
الف) ارکیده های بومی مناطق گرم و مرطوب نظیر : “phalaenopsis” و “paphiopedilium” که به روزهایی با دمای ۸۵-۷۳ درجه فارنهایت و رطوبت نسبی ۹۰-۸۰ درصد نیازمندند ولی خواهان نور شدید نیستند. چنین ارکیده هایی بهتر است در مقابل پنجره های غربی یا شرقی قرار گیرند (۲).

phalaenopsis

paphiopedilium
ب ) ارکیده های مناطق گرم نظیر : “cymbidium” و “dendrobium” که نیازمند دمای ۷۰-۵۵ درجه فارنهایت با رطوبت نسبی پایدار و تهویه مناسب هوا هستند. اینگونه ارکیده ها را به دلیل نورپسندی در مقابل پنجره های جنوبی قرار می دهند (۲).

cymbidium

dendrobium
پ ) ارکیده هایی نظیر : “cattleya” و “oncidium” برای بخش های نسبتاً خشک و خنک مناسبند. آنها قادر به تحمل فصول خشکی طولانی با دمای ۹۰-۸۰ درجه فارنهایت می باشند که متعاقباً با فصول بارانی همراه گردند. نیاز نوری این گروه زیاد است لذا در مکان های روشن از جمله پنجره های جنوبی قرار می گیرند (۲).

cattleya

oncidium
ت ) ارکیده های عرض های جغرافیایی بالا نظیر : “masdevallia” و “epidendrum” که در جنگل های بارانی با متوسط دمای ۷۰-۶۰ درجه فارنهایت و رطوبت نسبی زیاد رشد می کنند. آنها نورهای کم شدت و فیلترشده را می پسندند (۲).

masdevallia

epidendrum
نام «زیتون» شش بار در قرآن کریم ذکر شده است؛ یک بار هم در سوره مومنون بهطور غیر مستقیم از آن به عنوان درختی که دارای روغن است، یاد شده است. علاوه براین، خداوند در سوره تین به این میوه معجزهگر قسم خورده است (والتِّینِ والزیتُونِ = قسم به انجیر و زیتون). همین کافی است که مطمئن شویم این میوه در کنار طعمی خاص و منحصر به فرد، خواص شگفتانگیزی هم دارد.
در واقع زیتون و روغنش خاصیت غذایی و هم ارزش دارویی دارند. به گفته دانشمندان، زیتون معجزهگر است و در درمان بسیاری از بیماریها از جمله نقرس، تصلب شرایین، فشار خون، سوء هاضمه، زخمهای اثنی عشر، بیماریهای پوستی، دردهای عصبی، روماتیسم، دیابت و. . . کاربرد دارد. حال اگر میخواهید با سایر خواص این میوه اعجابانگیز و شیوه مصرف آن آشنا شوید، این مطلب را از دست ندهید!
به جنگ بیماریها بروید!


ظاهراً گیاه نام خود را مدیون یک گیاه شناس فرانسوی به نام شارل پلومیهCHARLES PLUMIER است که برای مشاهده و مطالعه این گیاه که به فراوانی در هائیتی(جزایر کارائیب) می روید از اقیانوس اطلس عبور کرد. این گیاه نیز به نامMICHEL BEGON حاکم وقت آن جزیره، بگونیا نامیده شد
بگونیا دارای ۹۰۰ گونه مختلف از گیاهان چند ساله همیشه سبز علفی و گیاهان خزان کننده است که برای برگ ها و گل های زیبایشان پرورش داده می شودند
گونه های مختلف این جنس از گیاهانی به طول چند سانتیمتر تا گونه هایی به طول ۳ متر تشکیل یافته است. تعدادی از گونه ها نیز به صورت بالا رونده می باشند
بگونیا گیاهی است تک پایه یعنی گلهای نر و ماده بر روی یک گیاه قرار دارند. گل های نر ، معمولا زیبا هستند و گلهای ماده را با تخمدان بال دارش می توان به آسانی تشخیص داد.دارای ریزوم گوشتی می باشد. ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر و گسترش آن به ۴۵ سانتی متر می رسد
این گونه را به خاطر برگهای زیبایش پرورش می دهند. این گیاه برگهای سبز تیره و چروکیده ای دارد که در نزدیکی لبه برگی نقره ای رنگ می شود. گاهی رنگ های دیگری مانند قرمز، کرم یا ارغوانی در سطح برگ دیده می شوند. گلهای آن معمولا ارغوانی کم رنگ وبه قطر یک سانتی متر هستند که در تابستان ظاهر می شوند و فاقد زیبایی می باشند و باید از گیاه جدا گردند
تنوع در رنگ های زیبای این گیاه علفی در برگ ها لذت و آرامش خاصی به بیننده میبخشد، خانواده آن «بگونیاسه» و موطن اصلی آن هیمالیا، مخلوط با گیاهان برگی دیگر در گلدان ها و فلاور باکس ها کاشت میگردد، ساقه ها گوشتی و خزنده، برگ ها به شکل قلب و یک رگبرگ اصلی برگ را به دو قسمت نا مساوی تقسیم میکند، روی یک برگ انواع رنگ ها مشاهده میشود، استفاده از سبد های آویزان رایج است، سهولت در نگهداری و مقاومت بعضی از انواع آن در برابر خشکی و حرارت و امکان تکثیر آن در همه شرایط موجب توجه همگان است، واریته های زیاد و به دو دسته ریشه های سطحی و غده ای تقسیم میشود.
نیازها:
نور :در فصل تابستان اشعه مستقیم افتاب بخصوص از پشت شیشه برای آن مضر است، ولی منطقه پر نور احتیاجات نوری آن را برطرف میکند، چرخش گیاه برای استفاده هر چه بیشتر نور اتاق لازم است.
دما: بهترین درجه حرارت برای گیاه در زمستان ۱۳ درجه و در تابستان ۱۸ درجه است.
آبیاری: بهتر است آبیاری با آب سبک بدون املاح انجام شود، در زمستان هفته ای یکبار و در تابستان هفته ای دو بار کافی است، سعی کنید در هنگام آبیاری برگ ها خیس نشوند، سطح خاک را همیشه مرطوب نگه دارید.
رطوبت: رطوبت هوا را با تجمع گیاهان برگی و خزه مرطوب در اطراف آن تأمین کنید، حتی الامکان از ابفشانی و غبارپاشی احتراز کنید.
تغذیه: هر ۱۴ روز یکبار با محلول غذایی طبق دستور کمبود مواد غذایی را برطرف کنید،فصل بهار و تابستان احتیاجات غذایی بیشتر است.
خاک مناسب: مخلوطی از پیت و کمپوست و شن بهترین محیط برای رشد ریشه این گیاه است.
تعویض گلدان : در هنگام تعویض گلدان مواظب باشید به برگهای ترد و شکننده صدمه وارد نشود، در صورت متراکم بودن ریشه ها گلدان را با یک اندازه بزرگتر تعویض نمایید، بهتر است تغییر گلدان ها در بهار انجام شود.
تمیز نمودن برگ ها: با اسفنج مرطوب برگ ها را تمیز کنید، از مواد براق کننده استفاده نکنید.
تکثیر: برگ هایی با عمر متوسط را انتخاب و سطح زیرین آن ها را روی ماسه شسته بخوابانید و مقداری ماسه نرم روی آ نها بریزید، پس از مدتی برگ ها ریشه دار شده و گیاهان جدیدی تولید می نماید، تقسیم بوته با ریشه در موقع تعویض گلدان هم یکی دیگر از روش های ازدیاد این گیاه است.
عوارض و درمان:
برگ ها رنگ پریده است و سقوط میکنند و ریشه ها غده ای هستند :کرم “نماند” عامل ان است،معالجه مقرون به صرفه نیست.
ساقه و یقه پوسیده است: آبیاری زیاده از حد بوده و هوا خیلی سرد است، آبیاری را متوقف کنید تا سطح خاک خشک شود و گلدان را به محل گرمتری منتقل کنید.
ریشه ها سیاه شده اند و در حال پوسیدن هستند: آبیاری زیاد و قارچ عامل آن است، مبارزه مقرون به صرفه نیست.
لکه های خاکستری متمایل به قهوه ای روی برگ ها است: عامل این بیماری هم قارچ است، گیاه را با قارچ کش طبق دستور سمپاشی کنید و گلدان را به محل خشک و اکسیژن دار منتقل کنید.
برگ ها خود را انداخته و گیاه در حال از بین رفتن است: گاز آشپزخانه باعث این است، گلدان را به محل مملو از اکسیژن هوا منتقل کنید.
برگ های جدید کوچک و کم رشد باقی مانده اند: تغذیه مصنوعی لازم است، در صورت متراکم بودن ریشه ها کم بودن جا برای رشد گیاه میتواند عامل این نارسائی باشد، گلدان را با یک درجه بزرگتر عوض کنید.
برگ ها در زمستان می افتند: گلدان را به محل گرمتری با دمای ۱۳ درجه منتقل کنید.
لکه های آردی مانند روی برگ ها به چشم میخورد : قارچ سفیدک باعث این بیماری است، با سم قارچ کش موجود در بازار طبق دستور فروشنده سمپاشی کنید، گلدان را به محلی با هوا خشک و اکسیژن بیشتر منتقل کنید.
برگ های جدید کمرنگ و تارهای عنکبوت در زیر آن ها مشاهده میشود: کنه ریز قرمز عامل آن است، تا درمان کامل هر ۱۴ روز یکبار با سم کنه کش طبق دستور سمپاشی کنید.
برگ ها لوله میشوند و حاشیه ی آن ها خشک و چروکیده اند: گیاه تشنه است. فوراً آبیاری نموده و در صورت امکان گلدان را به محل سردتری با درجه حرارت ۱۹ درجه سانتی گراد منتقل نمایید.
برگ ها لوله ای و بد شکل هستند: لکه های زرد روی آنها مشاهده میشود و حالت موزاییکی دارند: عامل آن ویروس است، در صورتی که گیاه همراه با گیاهان دیگر کاشت گردیده است آن را از گلدان خارج کنید تا به بقیه گیاهان سرایت ننماید.
*شکل زیبای برگ ها، تنوع رنگ ها در برگ، کنگره ها و دندانه های حاشیه برگ ها از مشخصاتی هستند که گیاه بدون آن ها شادی آفرینی خود را از دست میدهد، در هنگام خرید دقت کنید برگ ها سالم باشند، لوله نشده و حاشیه آن ها قهوه ای سوخته نباش.
برخی از انواع بگونیا:




دام و کشت و صنعت: با توجه به عمومیت کاربرد روشهای آبیاری سنتی در کشور و پایین بودن راندمان کاربرد آب در این روشها، در سالهای اخیر، تبلیغات گستردهای از سوی مسئولان برای ترغیب کشاورزان به استفاده از روشهای آبیاری تحت فشار انجام شده است. در این روشها، آب ابتدا به وسیله نیروی پمپ، تحت فشار قرار گرفته و سپس به صورت قطرهای یا بارانی برای آبیاری استفاده میشود. البته همیشه انتخاب روش آبیاری تحت فشار مقرون به صرفه نبوده و حتی در شرایطی خاص، ممکن است استفاده از روشهای سنتی با رعایت اصول خاص، اقتصادیتر نیز باشد. در این مطلب به ملاحظات لازم جهت انتخاب روش آبیاری پرداختهایم؛
۱- خاک
الف؛ بافت خاک و نفوذپذیری: تمام روشهای آبیاری سطحی برای خاکهایی که میزان نفوذپذیری آنها کم (۱-۱۰ میلیمتر در ساعت) و متوسط (۱۰-۳۰ میلیمتر در ساعت) است مناسب هستند. اگر نفوذپذیری خاک بیش از ۳۰ میلیمتر در ساعت باشد، باید از روشهای دیگری مانند آبیاری بارانی و قطرهای استفاده کرد.
ب؛ شوری و قلیایی: در آبیاری سطحی و بارانی، هر چند شوری و قلیایی بودن خاک، عامل محدود کنندهای به حساب نمیآید اما در صورت بروز مشکلات شوری خاک، باید ضرورت تأمین نیاز آبشویی و احداث سیستم زهکشی مورد بررسی قرار گیرد.
بطور کلی استفاده از روش آبیاری قطرهای در آب شور نسبت به سایر روشهای مرسوم آبیاری ارجح است. این امر را میتوان حداقل به سه دلیل مربوط دانست. اول اینکه، درروش قطرهای فاصله آبیاریها کوتاه بوده ومنطقه توسعه ریشهها همواره خیس نگهداشته میشود. لذا محلول خاک که ریشههای گیاه آب ومواد غذایی مورد نیاز خود ازآن دریافت میدارند، تقریبا درطول دوره رشد گیاه، رقیق باقیمانده و غلظت نمک در آن کم است. حال آنکه در سایر روشها به دلیل زیاد بودن فاصله آبیاریها خاک در روزهای قبل از آبیاری نسبتا خشک بوده و محلول خاک از نظر نمک غلیظ میگردد. جذب آب درچنین شرایطی باعث وارد شدن نمک به داخل گیاه و صدمه زدن به آن میشود.
دوم اینکه در آبیاری قطرهای بر خلاف روشهایی مانند بارانی، آب مستقیما روی گیاه پاشیده نشده و یونهای کلر وسدیم موجود در آب، در سطح برگ تجمع پیدا نمیکند و باعث سوختگی آنها نمیشود.
سوم آنکه در آبیاری قطرهای حجم مرطوب شده خاک که اصطلاحا به آن پیاز رطوبتی گفته میشود بطرف خارج از گیاه روبه گسترش بوده و نمک نیز، در جبهه رطوبت به طور مرتب ازنقطه ریزش آب از قطره چکان به خارج از آن رانده میشود. به طوری که اگر قطره چکان کنار گیاه ویا درجای مناسبی قرار گرفته باشد، نمک از دسترس ریشهها دور میشود. البته اگر قطره چکان به طور صحیح استقرار پیدا نکند میتواند بر عکس، نمک را به طرف ریشهها رانده و باعث صدمه زدن به آن شود. بطور کلی استفاده از سیستم قطرهای در خاکهای شور و قلیایی، قبل از انجام عملیات آبشویی و افزایش مواد اصلاحی توصیه نمیشود.
ج؛ شیب و توپوگرافی: در انتخاب روش آبیاری، شیب زمین مهمترین عامل است. اگر زمین مسطح یا کم شیب باشد، میتوان از روش کرتی استفاده کرد، اما اگر شیب زمین زیاد باشد، بهتر است از روش آبیاری نواری یا ردیفی استفاده کرد. حداکثر شیب مجاز به وضعیت پوشش خاک و احتمال بروز فرسایش بستگی دارد. وقتی شیب زمین زیاد و خاک به سادگی قابل فرسایش باشد، سیستم بارانی میتواند مطلوب باشد. درآبیاری قطرهای پستی و بلندی و شیب زمین درصورت طراحی هیدرولیکی صحیح، عامل محدودکنندهای نمیباشد. در نهایت، برای انتخاب روش آبیاری (از جهت خاک زراعی) باید به وجود لایه محدود کننده در پروفیل خاک نیز توجه شود.
۲ – آب و هوا
آب و هوا را هنگامی باید مورد توجه قرار داد که ضرورت احداث سیستم آبیاری قطرهای قبلا بطور یقین قطعی شده باشد. آبیاری قطرهای رامیتوان در هرنوع آب و هوای خشک، نیمه خشک، نیمه مرطوب وحتی وضعیت گلخانهای و زیر پوششهای پلاستیکی بکار برد. آبیاری قطرهای برای تمام مناطقی که درآن مقدار بارندگی کمتر از حد لازم برای رشد مطلوب و سودآور گیاه است مناسب است. این روش را میتوان بخصوص درمناطقی که هر ساله دورههای خشکی طولانی بوقوع میپیوند و یا تمام ماههای سال خشک میباشد و یا مقدار بارندگی کم و توزیع آن نامناسب است، بکار گرفت.درمناطق خشک و نیمه خشک، که بارندگی برای رشد گیاه کافی نیست، توسعه ریشهها فقط در بخشی ازخاک که توسط قطره چکانها مرطوب میشود، صورت میگیرد. دراین مناطق، تعداد محل قطره چکانهایی که آب مورد نیاز گیاه را تامین میکنند از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین گیاهان بزرگتر فضای بیشتری را اشغال میکنند و باید از تعداد بیشتری قطره چکان استفاده شود.اگر منطقه مرطوب شده خاک به اندازه کافی گسترده نباشد گیاه بخوبی استقرار نمییابد و باد شدید یا طوفان میتواند گیاه راریشه کن کند. بنابراین درزمانی طراحی سیستم آبیاری قطرهای نه تنها مقدار بارندگی بلکه سرعت جهت و فراوانی وقوع بادها نیز باید درنظر گرفته شود زیرا طوفانهای شدید بر رشد گیاه اثرات منفی خواهدداشت.
۳- عوامل گیاهی
گیاهان را میتوان از نظر روش آبیاری به چهار گروه تقسیم بندی کرد؛
– ردیفی – غیر ردیفی (متراکم) – شالیزار – درختان مثمر و غیر مثمر
در مورد گیاهان ردیفی میتوان از تمام روشهای آبیاری سطحی و آبیاری قطرهای استفاده کرد.
در مورد گیاهان غیر ردیفی (متراکم)؛ میتوان از تمام روشهای آبیاری سطحی به جز جویچهای استفاده کرد. روش قطرهای در مورد این گیاهان توجیه اقتصادی ندارد.
در مورد شالیزارها: از بین روشهای آبیاری روش کرتی مناسبتر است.
در مورد درختان؛ درختان مثمر را با تمام روشهای آبیاری سطحی که با شکل مزرعه و شیب زمین هماهنگ باشد میتوان آبیاری کرد. و روش آبیاری قطرهای برای کلیه درختان مثمر قابل استفاده است.
۴- منابع آب
الف ـ نوع منبع آب
ب ـ منابع آب سطحی: میزان جریان در این منبع اگر چه تغییرات شدیدی در شدت جریان ندارند ولی چه از نظر کمی وچه از نظرکیفی در طول زمان متغیرند. ناخالصیهای عمده منابع سطحی شامل ناخالصیهای معدنی ( شن یا رس، لای و مواد محلول) وآلی میباشد.
ج ـ منابع آب زیر زمینی: منابع آب زیر زمینی معمولا ًعاری از آلوده کنندههای فیزیکی همچنین فاقد آلوده کنندههای آلی هستند. در بعضی از منابع املاح محلول آهن و بیکربنات کلسیم بیش از حد میباشد و هنگامی که در معرض هوای آزاد بیرون چاه قرار میگیرند سبب ایجاد رسوب میشوند.
د ـ منابع آب سطحی راکد: در این منابع شامل مخازن سدها، حوضچههای طبیعی و دریاچهها و .. آب جریان نداشته و همیشه در دسترس میباشند ولی ممکن است در طول فصل آبیاری نوسانات شدیدی در سطح آب ایجاد گردد. از نظر آلودگی ناخالصیهای فیزیکی معدنی از قبیل شن، سیلت و حتی رس و همچنین املاح محلول آهنی دو ظرفیتی وجود ندارد ولی ناخالصیهای آلی مثل خزه، جلبک و … در آن فراوان یافت میشود.
هـ ـ فاضلابهای تصفیه شده: در استفاده از آنها باید کلیه جنبههای کیفی آب آبیاری مورد توجه قرار گیرد تا مشکلاتی در ارتباط با مسائل بهداشتی بر هم خوردن تعادل عناصر غذایی برای گیاه به وجود نیاید.
بررسی نوع منابع آب در روش های آبیاری
منابع آب زیرزمینی به دلیل کمی ناخالصیهای فیزیکی مناسب ترین منبع آب برای سیستمهای قطرهای است. در استفاده از منابع آب سطحی راکد و فاضلابهای تصفیه شده برای سیستمهای آبیاری قطرهای، خطر گرفتگی قطره چکان افزایش مییابد.
در استفاده از منابع آب سطحی باید تغییرات کیفی و کمی توام با تغییرات حقآبه برداشت در طول مسیر مورد توجه قرار گیرد
۵- محدویتهای فنی اقتصادی
هزینه سرمایهگذاری اولیه در آبیاری قطرهای نسبت به سایر روشهای آبیاری زیادتر است. البته هزینه واقعی سیستم بستگی به نوع دستگاههای تصفیه، آب وسایل کود و…. آن دارد. بطور کلی در درجه اول این سیستم بیشتر مناسب گیاهانی است که با فاصله نسبتا زیاد از یکدیگر کشت میشوند. دردرجه دوم میتوان آنهارا برای گیاهان ردیفی نیز بکار برد ولی به لحاظ اقتصادی کاربرد آن برای گیاهان دیگر مانند یونجه نیز بکار گرفته شده است.از آنجایی که در سیستم قطرهای همیشه خطرگرفتگی لولهها و یا عدم توزیع یکنواخت آب وجود دارد، باید درطراحی و اجرای این سیستم دقت کافی بعمل آمده و این کار توسط مهندسان خبره و مطلع صورت گیرد تا جنبههای فنی و اقتصادی در آن رعایت شود. طراحی و اجرای سیستمهای آبیاری قطرهای توسط افراد غیرمتخصص مشکلات عدیدهای در بر دارد که سرانجام به شکست سیستم منتهی میشود و در نهایت باید گفت، انتخاب سیستم تحت فشار تنها گزینه اقتصادی نیست.
مهندس سلاله صفائی , ماهنامه دام و کشت و صنعت /شماره ۱۸۱/اردیبهشت ۹۴


ساختاربندی دوباره اجتماع و اقتصاد در کشاورزی و صنعت به دلیل ورود فناوریهای نوین در ۱۰سال گذشته به سرعت منجر به ادغام صنعت و کشاورزی شده است. به همین دلیل گروه فناوریهای خبرگزاری مهر در گزارشهایی به بررسی تاثیر فناوری در کشاورزی دنیا و در نهایت کشور می پردازد.ادغام و یکپارچگی اجتماع و اقتصاد در کشاورزی و صنعت به شکل گیری، توسعه و تغییر نوع نظام کشاورزی- غذایی در هر کشوری منتهی می شود.نمودار نظام کشاورزی – غذایی در حال حاضر هم در قله نمودار و هم در دره آن یک ادغام عمودی است و سیر صعودی را نشان می دهد. قله نمودار در این نظام به معنی تولید تمام دروندادهای استفاده شده در محصولات کشاورزی است و دره به معنی فعالیتی است که محصولات کشاورزی، تولید و توزیع غذایی را تا پایان زنجیره در بر می گیرد. پایان زنجیره نقطه ای است که کالا و خدمات کشاورزی و یا غذایی به دست مصرف کننده می رسد.از طریق این ادغام، محصول کشاورزی بیش از همیشه ویژگیهای یک محصول صنعتی را به خود می گیرد این درحالی است که کاربرد فناوریهای نوین تا حد زیادی منجر به افزایش موانعی می شود که از طبیعت و عناصر بیولوژیکی محصولات کشاورزی و غذایی آغاز و به توسعه سرمایه ها ختم می شوند.به این ترتیب، تولیدات کشاورزی و غذایی وابستگی و نیاز کمتری به زمین پیدا خواهند کرد و در این میان دستکاریهای تکنولوژیکی افزایش می یابد. از سوی دیگر با توسعه فناوریهای این بخش، نیاز یک محصول کشاورزی و غذایی به نیروی کار دست تاحد چشمگیری کاهش خواهد یافت.در چنین بافتی، تلاش برای مدرنیزه کردن فناوریهای کشاورزی عنوان انقلاب سبز به خود می گیرد و استفاده ترکیبی از ماشین آلات کشاورزی، استفاده وسیع از فناوریهای آبیاری، فناوریهای افزاینده میزان حاصلخیزی، ارائه روشهای جدید نابودی آفات و از همه مهمتر فناوریهای بهبود بذرهای پیوندی را شامل می شود.کاربرد و گسترش انقلاب سبز پس از جنگ جهانی اول منجر به افزایش بهره وری کار شد و امکان استفاده سیستماتیک از بعضی منابع طبیعی را فراهم کرد.در هر حال، این تلاش از یک طرف نتوانست در حذف گرسنگی کشورهای جهان سوم توفیقی به دست آورد و از سویی دیگر در عین حال که موجب بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی دولتهای پیشرفته و به خصوص سرمایه داران شد، آسیبهای جدی به محیط زیست وارد آورد.پس از عدم توفیق انقلاب سبز، اصطلاح دیگری با عنوان انقلاب فناوری زیستی از ربع آخر قرن بیستم وارد ادبیات کشاورزی جهان شد. انقلاب فناوری زیستی در عین حال که انقلاب سبز را به چالش می کشید بسیاری از مفاهیم و ویژگیهای مهم آن را مثل مکانیزه شدن و استفاده زیاد از مواد شیمیایی را حفظ می کرد.فناوری زیستی مدرن افقهای وسیعتری را نسبت به انقلاب سبز به خصوص در نگاه به سرمایه گذاریهای درآمدزا می گشود. محصولات فناوریهای زیستی که حاصل دستکاری بیولوژیکی منابع طبیعی و دستکاری ژنتیکی بذر غلات هستند، نتایج وسیعی در شرایط و فعالیتهای انسان دارند.استفاده های کاربردی از متد مادیگرایان نشان می دهد که انقلاب فناوری زیستی نتیجه تاریخی سرمایه داری فعلی در فاکتورهای زیر است :
۱- افزایش بحران کنونی بهره وری و رشد میزان تقاضای تولید. درحقیقت انقلاب فناوری زیستی یک پاسخ مدرن به فشار سرمایه داری کشاورزی امروزی است. مصرف محصولات غذایی دستکاری شده و با ارزش کم حتی می تواند ارزش نیروی کار را کاهش دهد و در این حال استفاده از فناوری زیستی منجر به افزایش موانع توسعه سرمایه داری است.
۲- انقلاب فناوری زیستی به موازات توسعه کلی علم و به ویژه بعضی از فناوریها مثل فناوری اطلاعات توسعه می یابد.
۳- انجام تحقیقات در عرصه فناوریهای زیستی بسیار مهم است و یکی از پیش شرطهای ایدئولوژیکی بهره وری و توسعه فناوری به شمار می رود.
فناوری و کشاورزی
افزایش بی رویه محصولات کشاورزی در قرن اخیر در پی توسعه ابزارآلات کاربردی فناوری به وقوع پیوسته است. در حقیقت مکانیزه شدن کشاورزی، شیمی و ژنتیک موجب بهبود کمیت و کیفیت این محصولات می شود و این ضوابط علمی نیز همچنان به جستجوی خود در یافتن شرایطی برای رشد این فعالیت ادامه می دهند.
کشاورزی در قرن ۲۱
کشاورزی جهانی دو هدف مهم را برای سالهای آینده دنبال می کند که شامل افزایش تولید جهانی محصولات کشاورزی و حفظ محیط زیست است. دستیابی به هدف افزایش تولید محصولات، بدون استفاده از زمینهای کشاورزی حاصلخیز جدید امکانپذیر نیست و محیط زیست نیز تنها می تواند با کاهش چشمگیر مواد شیمیایی محافظت شود.مهندسی ژنتیک و در کل دستکاری ژنتیکی گیاهان با استفاده از فناوریهای نوین همانند توسعه فناوریهای سنتی بهبود ژنتیکی، امروزه تبدیل به یک گزینه انتخابی شده و به همین دلیل با موافقتها و مخالفتهای زیادی مواجه است.همچون تمام فناوریها، فناوری ژنتیک نیز برپایه سه فاکتور فرایند، محصول و سازمان استوار شده است. این درحالی است که چالش میان پیروان فناوریهای سنتی و حامیان فناوریهای نوین بسیار گسترده شده و این تصور را ایجاد کرده است که نوآوریهای فناوری که در بازار کالاهای تمام بخشها، نقش کلیدی ایفا می کند در مورد بیوتک هرگز به نتایج دلخواهی دست نیابد.در حقیقت امروزه جنگ میان محصولات طبیعی و محصولات بیوتک چنان توسعه یافته است که به نظر نمی رسد پذیرش محصولات دستکاری ژنتیکی شده از سوی عموم در آینده نزدیک اتفاق افتد. این درحالی است که انسان آگاهانه و ناآگاهانه در مدت ۲۰ هزار سال با انتخاب برخی گونه های گیاهی به جای برخی دیگر در طبیعت دست برده است و بنابراین آنچه که امروز محصول طبیعی خوانده می شود در حقیقت خود نیز نوعی محصول بیوتک است که در طولانی مدت به دست آمده است.در هر حال باید اذعان کرد که دستکاری ژنتیکی عملکردی ژنها می تواند افقهای جدیدی را برای حل مشکلات حاضر بر سر راه بهبود ژنتیکی سنتی گیاهان بگشاید.
کشاورزی در فضا همیشه یکی از اصلیترین چالشهای پیشروی دانش فضایی بوده است. بیتردید اگر بخواهیم از هزینههای زندگی در ایستگاه فضایی بکاهیم و حتی زمینه را برای سکونت انسان در مریخ آماده کنیم، چارهای جز کاشت گیاهان مختلف در این محیطها نخواهیم داشت. خوشبختانه مطالعات صورت گرفته در چند سال اخیر نشان داده میتوان از خاک سیارکها برای این منظور استفاده کرد.اما چرا کاشت گیاهان در فضا این قدر اهمیت دارد؟ پاسخ را باید در هزینههای ارسال مواد غذایی به فضا جست. بهطور کلی، ارسال هر نوع مادهای به فضا، هزینهای را روی دست سازمانهای فضایی میگذارد. هر قدر حجم این مواد بیشتر باشد، هزینه ارسال آنها نیز بیشتر خواهد بود. در این صورت تردیدی نیست که تولید مواد مورد نیاز در فضا، سبب کاهش قابل توجه هزینهها میشود.گیاهان نهتنها میتوانند بخش قابل توجهی از مواد غذایی مورد نیاز فضانوردان را تامین کنند، بلکه حتی حس روانی خوبی نیز در آنها ایجاد میکنند. اهمیت این امر به حدی بوده که تقریبا با همه شاتلهای پرتاب شده به فضا در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، مقداری گیاه نیز به فضا ارسال میشد. اما همانطور که بدن انسان در ریزگرانش (جاذبه اندک موجود در فضا) نمیتواند عملکردی کاملاً طبیعی داشته باشد، گیاهان نیز در این ماموریتها دچار مشکلاتی میشدند.شاید دلیل این عملکرد غیرمعمول گیاهان را باید در بیوشیمی سلولهای آنها جست. گیاهانی که در این سفرها به فضا برده میشدند، دچار جهشهای عجیب ژنتیکی شده، به شکلهای عجیبی رشد میکردند. بعلاوه، بذرها نیز جوانه نمیزدند یا رشد خوبی نداشتند. همچنین این گیاهان در تولید بذرهایی مولد برای نسل بعدی ناتوان بودند. به این ترتیب بود که امکان کشت گیاهان در فضا تا سالها در هالهای از ابهام فرورفت.اما چند سالی است که دانشمندانی از نقاط مختلف دنیا به بررسی شیوههای مختلف پرورش گیاهان در فضا میپردازند. در یکی از موفقترین این پروژهها، دانشمندان کپسولی ساختند که در آن، دو نسل از یک گیاه توانست بخوبی در ایستگاه فضایی رشد و نمو کند.میزان رطوبت خاک، نور، دما، رطوبت هوا و نیز میزان دی اکسید کربن و اتیلن موجود در این کپسول بدقت زیر نظر گرفته شده است. گفتنی است اتیلن، هورمونی است که گیاهان به محض رسیده شدن از خود تولید میکنند و به هوا میفرستند. همچنین یک توری وظیفه پایین نگاه داشتن ریزدانههایی که ریشه گیاه در آن قرار دارد را بر عهده دارد.در آزمایشی که برای تعیین کارایی این کپسول به انجام رسید، دانشمندان از روی مرکزی روی زمین، وضع کپسول را بهصورت آنی مورد کنترل قرار میدادند. در این آزمایش، «شاهی گوش موشی» (با نام علمی Arabidopsis thaliana ) که یک گیاه گلدار است به کار گرفته شد. در این مطالعه مشخص شد نهتنها گیاه مورد بررسی توانست بذر تولید کنند، بلکه ۹۲ درصد این بذرهای جدید نیز جوانه زدند. برخی از این بذرهای جدید در همان ایستگاه فضایی و برخی دیگر نیز روی زمین پرورش یافتند. نکته جالب اینجا بود که تفاوت چندانی در گیاهان حاصله در این دو محیط متمایز مشاهده نشد.در واقع تنها تفاوتهای موجود میان آنها این بود که بذرهای جوانه زده در فضا، پروتئین خود را اندکی متفاوت در خود ذخیره کرده بودند و نیز مسیر گسترش ساقههای آنها پس از جوانه زدن نیز با این شکل حرکت ساقههای گیاهان برخاسته از این بذرها روی زمین متفاوت بود. این آزمایش موفق نشان داد شاید گرانش اندک موجود در فضا را نباید تنها عامل در رشد نامتناسب و ناکارآمد گیاهان دانست و دلیل اصلی ناکامیهای پیشین میتواند محیط نامناسب برای رشد آنها باشد.
نقش گرانش در رشد گیاهان
همانطور که گفته شد، دانشمندان مختلفی اکنون روی پرورش گیاهان در فضا به تحقیق مشغولند. یک تیم پژوهشی از دانشگاه فلوریدا در این میان به بررسی شیوههای مقابله گیاه با گرانش اندک پرداخته است. این گروه نیز با بررسی رشد «شاهی گوش موشی» در ایستگاه فضایی به این نتیجه رسید که گیاه مذکور از شیوههای مختلفی برای خنثیسازی تاثیر فقدان جاذبه استفاده میکند. این دانشمندان متوجه شدند این گیاه با افزایش تولید نوعی ژن که به دریافت نور توسط برگها در ارتباط است و نیز تغییر ساختار دیواره سلولی ریشهها، خود را با شرایط ریزگرانش وفق میدهد.درک دقیق این شیوههای جایگزین میتواند ما را در طراحی ژنتیکی انواعی از گیاهان با قابلیت سازگاری بیشتر در فضا یاری کند. با این حال، همیشه نیازی به مداخله انسان نیست و در برخی موارد، خود گیاه میتواند راهحلی برای سازگاری با وضع متفاوت موجود در محیطهای خارج از زمین بیابد.
خاک مناسب برای کشاورزی در فضا
گیاهان برای رشد و نمو به خاک نیاز دارند. اکنون میتوان از خاکی که از زمین به فضا برده میشود و نیز فضولات انسانی برای تامین مواد مورد نیاز گیاهان استفاده کرد. اما اگر بشر بخواهد روی مریخ یا هر محیط دیگری بجز زمین اقامت کند، با مشکل دیگری روبهرو میشود و آن هم لزوم تامین حجم زیادی از خاک و صد البته، هزینههای سرسامآور ارسال این مقدار خاک از زمین به فضاست. به این ترتیب، یافتن جایگزینی برای خاک ارسالی از زمین، ضروری به نظر میرسد.با اینکه در ماموریتهای فضاپیمای آپولو، آزمایشهای متعددی در مورد امکان کاشت گیاهان در خاک سطح ماه به انجام رسید، اما این آزمایشها به اندازهای نبود که مشخص کند آیا میتوان از این خاک برای تامین مواد غذایی مورد نیاز انسان توسط منابع گیاهی بهره گرفت یا خیر.خاک سطح ماه از جنس سنگهای بازالتی و نیز دیگر مواد آتشفشانی است. تاکنون چند تیم پژوهشی به بررسی امکان کاشت گیاهان با استفاده از خاکی مشابه آنچه روی سطح ماه یا مریخ یافت میشود پرداختهاند. گفتنی است خاک سطح ماه و مریخ شباهت زیادی به خاک مناطق آتشفشانی روی زمین دارد.برای نمونه چند ماه پیش، گروهی از دانشمندان هلندی اعلام کردند که توانستند چهار گیاه گندم، گوجه فرنگی، تره و خردل را به مدت ۵۰ روز و بدون هر گونه مواد افزودنی در چنین خاکی پرورش دهند. جالب اینجاست که میزان رشد این گیاهان در این نوع خاک آتشفشانی از میزان رشد آنها در خاک کمکیفیت زمینی هم بهتر بود.
سیارکها، راهحل کشاورزی در فضا
در این میان، برخی دانشمندان بر این باورند که سیارکها و بویژه سیارکهای نوع C (که دربردارنده انواع ترکیبات آلی هستند) میتوانند مسیر پیشرو برای کشاورزی در فضا را هموار سازند. برای نمونه، دانشمندان نیوزیلندی توانستند با استفاده از خاک نوعی سیارک از نوع C به پرورش گیاهان خوراکی بپردازند. آنها ابتدا بخشهایی از یک شهابسنگ اصابت کرده به زمین (که در اصل یک سیارک سرگردان بود) را پودر کرده و به آن آب اضافه کردند. سپس میزان مواد مغذی موجود در این خاک را مورد بررسی قرار دادند. این بررسی نشان داد خاک بهدست آمده از یک سیارک ۲۰۰ کیلومتری میتواند مواد مورد نیاز زمین برای کشاورزی پایدار برای ده هزار نفر طی یک میلیارد سال رافراهم کند.البته در این میان باید فشار هوا و نیز آب مورد نیاز گیاه تامین شود، اما در هر صورت مواد مورد نیاز ریشههای گیاه را میتوان از طریق خاک سیارکها تامین کرد. محاسبات این دانشمندان نشان میدهد اگر بتوانیم همه سیارکهای موجود در منظومه شمسی را به دام بیندازیم، زمینه کشاورزی پایدار برای یک میلیارد نفر، آن هم به مدت یک میلیارد سال فراهم میشود. امروزه با استفاده از خاک سیارکها، امکان پرورش گیاهان در شرایط ریزگرانش فراهم شده است. این امر میتواند به زندگی انسان در خارج از زمین کمک شایانی بکند.

